تبليغاتX
این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد

این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد

این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هک شد

..0..0غربت چشمانم0..0..

 

خیلی سخته بی صدا گریه کردن

تو خود شکستن و صدایی نکردن

خیلی سخته اگه یه وقت دلت بگیره

اما هیچ کس نخواد حرف دلت رو بخونه

خیلی سخته اگه تو خودت بشکنی ...

اما هیچ وقت ندونی که برای چی پریشونی

خیلی سخته که حتی ابرا ، برای تو ناز کنن

نخوان ولی اسمون دلتو ، سیاه سیاه کنن

خیلی سخته که غرورت ، نزاره جای اشتی

دلت بگیره ، اما بگی ، ای کاش نمی نوشتی

خیلی سخته که برای یه غریبه

همیشه یه اشنا شی ،

اما وقتی که بهار شد..

از هم جدا شین

خیلی سخته که ندونی برای چی حیرونی!

حتی ندونی برای چی از عشق می خونی !

حتی ندونی که حیرون کدومی ؟

برای کی این جوری داری جون میدی؟

خیلی سخته اگه کسی نبض دلتو گرفته باشه

اما از عشق چیزی بلد نباشه!!

خیلی سخته که توی پاییز ، حس شعر گفتن نداشته باشی

اما برای یه نفر این کارو کرده باشی

خیلی سخته بی صدا گریه کردن

تو خود شکستن و صدایی نکردن

یلدا

 

 

این شعرم از شعرای خودمه. این شعرم از حس من میگه ... ای کاش هیچ وقت نظاره گر غربت نبودیم!!!

ممنون می شم اگه شعرای منو با اسم خودم بردارید نه بی نام ونشان

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 2:0  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  | 

دلتنگی...

یه وقتی اینقدر دلم می گیره که بارون چاره ساز نیست...

یه وقتی اینقدر دلم می گیره که یاد تو هم آزارم میده

یه وقتا از تمام دنیا و نیرنگی هاش خسته می شم..

از اینکه مهربون بودم پشیمون می شم ....

آخه خیلی فکر می کنن که مسخره است اگه من با ادما مدارا می کنم....

آخه ....

خیلی دوست دارم باطن آدما رو ببینم .. ببینم پشت چهره های به ظاهر آدمشون چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ای کاش دلیل همه نیرنگ ها رو میفهمیدم .. دلیل همه دروغا....دلیل نامردی و رفیق نیمه را بودن..

احساس می کنم هیچ کس توی دنیا نیست که حرف دلمو بفهمه...

هیچ کس نیست که واقعا عشقش حقیقی باشه....

هیچ کس پیدا نمی شه که پشت نگاهش ، فریب نباشه....

اینقدر دلم گرفته که دیگه نوشتن هم کمکم نمی کنه

دیگه یاد بعضی ادما که یه روزی قشنگ ترین حس من بود آزارم میده...

اینقدر آزارم میده که می گم عشق دروغه... یه فریب بزرگ ... یه وسیله برای گول زدن آدما....

دلم گرفته ... که حتی بارون هم چاره ساز نیست....

 

اگه جای من بودین چکار می کردین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 1:22  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  | 

سلام

دیروز یکی از بر وبچ که به وبلاگم خیلی سر میزنه به من گفت  "خیلی سخته که کسی تو عشق شکست بوخوره من تو رو درک می کنم یلدا جان!!"

من خیلی بهم بر خورد و لازم دیدم این نکته مهم و بگم:

 

من عاشق نشدم ، وبلاگ من فقط یه حس شاعرانه است مثل خیلی از شاعرا ..

من گفتم که شما دیگه این فکر رو نکنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 1:19  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  | 

روزی....

 

روزی دتیا تمام می شود..

ومن برای گناه نگاه به تو تا ابد مجازات می شوم

روزی دنیا تمام می شود و تو تازه می فهمی که تمام دنیا نیرنگ و فریب بود

تازه می فهمی که تنها من برایت صداقت به ارمغان اوردم

روزی برایم دلتنگ میشوی که من نیستم

روزی از نبودنم رنج می بری که دیگر نیستم....

روزی شاید راز یلدای مرا دریابی ولی ابرهای نیستند تا برای تو باران را به نظاره در اورند

روزی نیز دوباره عاشقم خواهی شد ...

روزی میاید که در حسرت روزهای گذشته ای ...

این روز ها خواهد امد

روزی...

<یلدا>

 

....کاش....

کاش می دیدم جیست که از چشم تو تا عمق وجود من جاری است

کاش اعجاز نگاهت را می فهمیدم

کاش می دیدم چیست در نگاهت که مرا دیوانه تو کرده..

کاش میدانستم..

و ای کاش میدانستی ..

که چیست در عمق نگاهم

 ای کاش راز مرا از چشمهایم می خواندی

ای کاش پیغام قاصدک قلبم را می گرفتی

کاش شقایق ها را پر پر نمی کردی

کاش به بهار نارنج قلبم عمر ابدی می دادی

کاش هیچ لحظهای مرا تنها نمی گذاشتی ..

کاش به تمام یاسهای قلبم اب می دادی

ولی ، رفتی...

بی انکه به یاد غربت لحظه هتی من باشی

<یلدا>

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 12:29  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  | 

خیلی وقته!!!

خیلی وقته....

خیلی وقته که که شعرات عشق منو گم کرده

خیلی وقته که نگات به من یه عادته

خیلی وقت که نفسات بوی عشق نمی ده

خیلی وقتی که برام از احساست نمی گی

خیلی وقته که دیگه، حس منو نداری

خیلی وقته که منو گذاشتی و رفتی

حتی برای لحظه ای دنبال من نگشتی...

اما با اینهمه، یه ...

این همون دوست داشتنی که ازش میگفتی

این همون حسی که ازش می خوندی

این همه احساست بود...

این همه چیزی بود که ازش می گفتی ...

+ نوشته شده در  جمعه هشتم مهر 1384ساعت 20:29  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  | 

 

                                                                               

میرم شاید نبودنم دلیلی برای بودنت باشه ...

شاید یلدای چشمات دوباره پر ستاره بشه ..

شاید نبودنم حس کنی..

شاید یادت بیاد که یه روزی دیوونه من بودی...

شاید پاییز نگاهت دوباره بهاری بشه.....

شاید حس منو پیدا کنی

شاید به راز شب یلدا پی ببری....

من میرم چون پاییزی هستی ومن طاقت فریاد برگا رو ندارم...

میرم با یه عالم خاطرات ابری....

با یه کوله بار که طاقت کشیدنشو ندارم...

من میرم تا ....

ولی ..

به یادم باش ...

من میروم ...

 

<<یلدای ابری>>

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت 20:44  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  | 

نوی دنیای ما ادما هر جزء کوچیک معنا های بزرگ داره

این عکسا هم معنایی داره!!!

 

 

به یادم باش .... به یادم باش...

 

 

هیچ وقت یاد منو فراموش نکن..هیچ وقت!!!

 

 

 

پاییز

صدای تنهایی...

صدای سکوت...

صدای خش خش برگا که نبودن فریاد میزنن....

صدای درخت که از برگا خسته شده و پاییز و بهونه میکنه...

صدای دلتنگی های من ....

صدای خرد شدن برگایی که یه عمر سبز بودن و زنده ولی حالا حتی عابرا هم پا روشون میزارن...

صدای اینکه زمستون در راهه و دیگه هیچ گلی مجال روییدن و نداره....

 

 

دستامو بگیر ...

دست تو میتونه یه سر اغاز باشه

دست منو وتو میتونه بسازه انچه نامهربانی ویران کرد

دست تو میتونه مرحم تمام زخما باشه...

دستامو بگیر..

اگه دستامو بگیری غم پاییز و ندارم

 

<<یلدا>>

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت 19:42  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  | 

کاش ان سیب را از دستت نمیگرفتم مرد...سودایی چشمهایت شده اند همه...غرق شده ام...
غرق...
میگوید راحت امده ام...اما تو لااقل میدانی قلپ قلپ اب خورده ام...
تو میفهمی...بریده ام...در لابلای این لحظه ها و خواستن ها بریده ام مرد...کاش میشد چشمهایت را گرفت و بین تمام لحظه لحظه های این چیزی که میگویند اسمش زندگی است پخش کرد...
کاش رنگ چشمهایت را برایم ابی میکردی....انقدر که ابی چشمهایت پخش شود...
×××
بخدا به هیچ کجای این عالم گیر نیستم الا چشمهایت و هر چه به چشمهایت وصل شده اند...
دور چشمهایت طواف میکنم...
بگذار ارام بگیرم
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 0:0  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  | 

فدای اونکه

فداي اونكه

 

براي عاشقي ديره

ولي باز دست تقدريه

تا دستامون نره بالا

جايي بارون نمي گيره

دلي كه دادمش دستت

ديگه از زندگي سيره

نيومد وقتي ام اومد

فقط گفت كه داره مي ره

نگفتم من خداحافظ

آخه قلبم هنوز گيره

بدون اين قلب ديوونه

ديگه محتاج زنجيره

بمون اين زخم رو بدتر كن

عجيب محتاج شمشيره

بريزم اشكام رو شايد

آخه اين آخرين تيره

نگي تو اوني كه رفته

وجودش غرق تقصيره

فداي او كه تو خوابم

من رو تحويل نمي گيره

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1384ساعت 11:21  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  | 

 

****گشتم نبود نگرد نیست****

 

***روزی امدی تا برایم بمانی نماندی تا بیشتر بمانی***

 

بیراهه های زندگی

 

اونو که میخواستی خیلی وقته که رفته خیلی وقته که توی بیراهه گم شده خیلی وقته که خواب چشماتو فراموش کرده خیلی وقت که ....

زمانی او امد و تمام عشقش را به تو هدیه کرد او امد تا با تو بماند تا همیشه ...

او میگفت که تو را دوست دارد ولی حیف که عمر عشقش کوتاه تر از عمر یاس بود..

او اندکی ماند و وقتی قلب کوچک تو را تسخیر کرد ... رفت... دیگه سراغی از تو ونگاهت نمیگیره ...

حالا زمانی که تو هم باید بری .. باید از قلبش کوچ کنی .... باید قصه چشماش... راز یلدای نگاهش را فراموش کنی...

دیگه حتی سکوت تو .....

از این جا کوچ کن ... تو اسون از یاد او رفتی و شاید هنوز بین تو و غرورش یکی را انتخاب کرده...

 *یلدا*

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم مهر 1384ساعت 17:29  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  | 

سلام به دوستای گلم

این روز قشنگ به همه شما عزیزیان تبریک میگم

با امید اینکه : روزی او می اید آن غایب همیشه حاضر..

 

 

تولد

 

لبخند زدي و آسمان آبي شد

شبهاي قشنگ مهر مهتابي شد

پروانه پس از تولد زيبايت

تا آخر عمر غرق بي تابي شد

 

********

او می اید

 

اری او میاید تا لبخند گل سرخ را معنا کند

او میاید تا هیچ غریبی نباشد و کسی  در کوچه پس کوچه های زندگی جان ندهد

او میاید تا تمام گلها را غرق ترنم کند

او میاید تا یاس ها عمر جاودان داشته باشند

او می اید تا بهار نارنج اسیر بادهای وحشی نشود

او می اید تا یاس رازقی را معتبر کند

اری او میاید

*یلدا*

*******

God Is LoveGod Is LoveGod Is LoveGod Is Love

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1384ساعت 20:53  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  | 

به چشمهایت بیاموز هر کس ارزش دیدن ندارد

و بدان هر کس ارزش فکر کردن ندارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 3:22  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  | 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 3:17  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  | 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 2:42  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  | 

غریبه

یه وقتا یه نفری بد جور به دلت میشینه که حاضر میشی تمام روز بخوابی تا شاید خوابشو ببینی

*****

یه وقتا اینقدر دوسش داری که دوست داری فقط نگاهش کنی

*****

یه وقتا اینقدر دوسش داری که حاضری تمام عمر گریه کنی برای یه بار لبخندش

*****

حاضری تمام عمرت بدی تا یه روز بیشتر زندگی کنه

*****

انقدر دوسش داری که نمیتونی از احساست بگی

*****

انقدر برات عزیز هست که وقتی می بینیش تمام دنیا فراموش میشه

*****

 

 

میدونید؟ به نظر من یه اصل وجود داره که ادما با عشق ومحبت و صداقت و دوستی و .. سنجیده می شن هر کس بیشتر با محبت باشه ارزش بیشتری داره

پس عسلم!! اگه از کسی بدی دیدی سعی کن با خوبی جبران کنی چون ارزش تو خیلی بیشتر از این هست که بخواهی بدی کنی!!!

یه اصل دیگه هم وجود داره اینه که ما مسئول رفتار خودمون هستیم  

پس عسلم !! مهربون باش که فردا تو شرمنده نباشی

(((مثل مادر بزرگا حرف میزنم)))

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 1:52  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  | 

i love u...

Say  'I Love You' in Different Languages

Albanian te dua

Albanian te dashuroj

Basc Nere Maitea

Batak Holong rohangku di ho

Burmese chit pa de

Catalan T'estim molt (I love you a lot

English I love you

French Je t'adore

German Ich liebe Dich

Hindi Mai tumase pyar karata hun (male to female)

Hindi Mai tumase pyar karati hun (female to male)

Indian Mai tumase pyar karata hun (male to female)

 

Indian Mai tumase pyar karati hun (female to male)

Turkish Seni Seviyorum

Afrikaans Ek het jou liefe

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 1:49  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  | 

#####################

 

قدمهایت را تا انتها دنبال میکنم

                                       اما جاده برفی است

 

#####################

 

زندگی شاید: ان لحظه مسدودی است

                                                که من خود را

                                                در نی نی چشمان تو گم کردم

 

#####################

 

دوست داشتن هم يه جوري پنهون مي كنيم

                                  نمي دونيم كه داريم يه قلب رو ويرون مي كنيم

 

##########################

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 1:31  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  | 

دنبال کسی باش که ....

  • دنبال یکی باش که همیشه تورو شاد کنه و با خنده هاش بهت ارامش بده
  • برای شاد کردن ادما لازم نیست کار مهمی انجام بدیم ما میتونیم با یه حرف قشنگ دلشونو شاد کنیم
  • میتونیم با یه لبخند بهشون نشون بدیم که دوسشون داریم میتونیم با یه گل تمام قشنگی های دنیا رو به اونها هدیه بدیم
  • ما میتونیم با ابزار کوچیک یه دنیای بزرگ بسازیم یه دنیای پر از احساس وبه تمام کسانی که دوست داریم هدیه بدیم
  • ما میتونیم دنبال کسی بگردیم که ما رو شاد کنه اگه اون نتونست ما میتونیم اونو شاد کنیم
  • ما شاید نتونیم یه معشوق خوب باشیم ولی میتونیم یه عاشق خوب باشیم
  • ما شاید نتونیم ادم شادی باشیم ولی میتونیم دیگرانو شاد کنیم
  • ما شاید نتونیم مشکلات از پا در بیاریم ولی میتونیم به مشکلات اجازه ندیم که از پا درمون بیارن
  • ما شاید نتونیم حرف دلمونو بزنیم ولی میتونیم سنگ صبور خوبی باشیم

 

      میدونین مشکل ما ادما چیه....؟

     اینکه خیلی زود خسته میشیم  .... خیلی زود  میبریم

     برای چیزی که دوست داریم نمیجنگیم.... اگه معشوقمون دوسمون نداشته باشه نمی گیم ما عاشق خوبی

     نبودیم         

     همیشه به کاستی ها فکر می کنیم .... به چیزیایی که نداریم...

    

 

    نمی دونم برای این مشکلات چکار باید کرد شاید راه حل پیدا کردم.. اگه پیدا کنم خبرتون میکنم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 0:29  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  | 

بعد دیدار تو

بعد ديدار تو

 

تو مثل راز پاييزي و من رنگ زمستانم

چگونه دل اسيرت شد قسم به شب نمي دانم

تو مثل

شمعداني ها پر از رازي و زيبايي

و من در پيش چشمان تو مشتي خاك گلدانم

تو درياي تريني آبي و آرام و بي پايان

و من موج گرفتاري اسير دست طوفانم

تو مثل آسماني مهربان و آبي و شفاف

و من در آرزوي قطره هاي پاك بارانم

نمي دانم چه بايد كرد با اين روح آشفته

به فريادم برس اي عشق من امشب پريشانم

تو دنياي مني بي انتها و ساكت و سرشار

و من تنها در اين دنياي دور از غصه مهمانم

تو مثل مرز احساسي قشنگ و دور و نامعلوم

و من در حسرت ديدار چشمت رو به پايانم

تو مثل مرهمي بر بال بي جان كبوتر

و من هم يككبوتر تشنه باران درمانم

بمان امشب كنار لحظه هاي بي قرار من

ببين با تو چه رويايي ست رنگ شوق چشمانم

شبي يك شاخه نيلوفر به دست آبيت دادم

هنوز از عطر دستانت پر از شوق است دستانم

تو فكر خواب گلهايي كه يك شب باد ويران كرد

و من خواب ترا مي بينم و لبخند پنهانم

تو مثل لحظه اي هستي كه باران تازه مي گيرد

و من مرغي كه از عشقت فقط بي تاب و حيرانم

تو مي آيي و من گل مي دهم در سايه چشمت

و بعد از تو منم با غصه هاي قلب سوزانم

تو مثل چشمه اشكي كه از يك ابر مي بارد

و من تنها ترين نيلوفر رو به گلستانم

شبست و نغمه مهتاب و مرغان سفر كرده

و شايد يك مه كمرنگ از شعري كه مي خوانم

تمام آرزوهايم زماني سبز ميگردد

كه تو يك شب بگويي دوستم داري تو مي دانم

غروب آخر شعرم پر از آرامش درياست

و من امشب قسم خوردم تر ا هرگز نرنجانم

به جان هر چه عاشق توي اين دنياي پر غوغاست

قدم بگذار روي كوچه هاي قلب ويرانم

بدون تو شبي تنها و بي فانوس خواهم مرد

دعا كن بعد ديدار تو باشد وقت پايانم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 0:28  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  | 

امان از دست عشق

                 

               

              

               

امید وارم که لذت برده باشین

اینم یه راه شاد بودن هست

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1384ساعت 11:24  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  | 

رفتنت

سلام

امروز تصمیم گرفتم از خودم بنویسم اخه چند تا از دوستام بهم گفتن چرا از خودت نمی نویسی  ؟

 

 

 

                                                     

رفتنت

            تجربه شبپره ای است در تاریکی

            رفتنت مثل غروبی تلخ است

            مثل افتادن یک گل از لب تاقچه دل

 

چه غریبانه

                  ولی معصوم

تو که رفتی شب بود

و دلم پرپر شد

و انگار سکوتی سنگین روی حجمی از سینه من

                                                              تا ابد باقی ماند

وتو وقتی رفتی

 تازه می فهمیدم 

                     معنی شوم غربت را

و حال در گوشه ای از تنهایی خود

باز میخوانم اگر برگردی

                                 تمام شقایق قلبم را به ارمغانت میاورم

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1384ساعت 11:12  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  | 

راه هاي ديگر براي شاد بودن:

1.    مطمئن باش يكي تشنهء لبخند توست ولي روش نميشه بهت بگه پس شاد باش

2.    مطمئن باش اينقدر براي اون ارزش داري كه شبا خواب تو رو ميبينه پس شاد باش

3.    بدون زندگي ارزش ناراحتي و غم نداره پس هميشه شاد باش و مهربون . چون با مهربوني توي دل سنگم ميشه نفوذ كرد

4.    هر وقت خواستي به چيزياي كه از دست دادي فكر كني به نعمت هايي كه داري فكر كن اين خودش يه نوع ex هست وشادي اور

5.    هر وقت خواستس به بي معرفتي دوستت فكر كني ياد مهربونيهاش بيوفت ياد خنده هاي قشنگش

خوب ديگه بسه . دوباره در موردش حرف ميزنم ولي نه حالا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم شهریور 1384ساعت 9:58  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  | 

 سلام يه دوستاي گلم

تصميم گرفتم صحبت از عشق را براي چند وقت بزارم كنار ودر مورد شادي وزندگي حرف بزنم

 چگونه از زندگي لذت ببريم؟

چند تا راه پيشنهاد ميكنم

1.    وقتي بدوني يه خدا اون بالاست كه بيشتر از همه دوسش داره يه ارامشي ميگيري

2.    وقتي بدوني يه مادر منتظره لبخند تو هست و بدوني با ناراحتي تو قلب پدرت ميشكنه اونوقتكه ميفهمي زندگي چقدر قشنگه

3.    وقتي به يه رز قشنگ نگاه كني خود به خود ارامش پيدا ميكني

4.    سعي كن با ستاره ها دوست باشي اونا دل اسموني دارن

5.    اسمونم يه راه خوب براي ارامش وشادي است يه ابي پاك وبي انتها...

فعلا بسه وبا يه جمله زيبا تموم ميكنم

 

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

 

«هر كس ارزش گريه كردن نداره و اون كسي هم كه ارزش داره هيچ وقت طاقت اشك تو نداره پس اشكتو در نمياره»

 

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم شهریور 1384ساعت 9:56  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  | 

 

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

 

يادمون باشه اگه مسافرامون خواستن برن

حداقل كوله بار خاطرات بهشون بديم تا  شايد دلشون برامون تنگ بشه

 

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-**-*-*-*-*-*

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم شهریور 1384ساعت 9:35  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  | 

   

 

شب و روز به خنده های دلنشینت فکر میکنم

همیشه و همه جا با من در قلب من

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور 1384ساعت 19:25  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  | 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور 1384ساعت 19:21  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  | 

بعد رفتنت

بعد رفتنت

شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني تر با لهجه گلهاي نيلوفر صدا كردم

تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ ارزوهايت دعا كردم

پس از يك جتجوي نقره اي در كوچه ابي احساس

تو را از بين گلها كه در تنهايم رويده بود با حسرت جدا كردم

و تو در پاسخ ابي ترين موج تمناي دلم گفتي

دلم حيران چشماني است رويايي

و من تو را براي ديدن زيباي ان چشمان

تو را در دستي از تنهايي و حسرت رها كردم

همين بود اخرين حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگين

مريم چشمهايم را به روي اشكي از جنس ساكت و نارنجي خورشيد

باز كردم..... 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم شهریور 1384ساعت 8:38  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  | 

زندگي

زندگي شايد :

ان لحظه مسدودي است  كه نگاه من در ني ني چشمان تو خود را ويران مي سازد

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم شهریور 1384ساعت 8:37  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  | 

i miss u

Though you are not here
wherever I go or whatever I do
I see your face in my mind
and I miss you so
I miss telling you everything
I miss showing you things
I miss our eyes
secretly giving each other confidence
I miss your touch
I miss our excitement together
I miss everything we share
I don't like missing you
It is a very cold
and lonely feeling
I wish that I could be
with you right now
where the warmth of our love
would melt the winter snows
But since I can't be
with you right now
I will have to be content
just dreaming about
when we'll be together again

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم شهریور 1384ساعت 8:35  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  | 

زندگی یه حس غریبه که هر کس حداقل یه بار تجربه میکنه

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم شهریور 1384ساعت 14:18  توسط این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هکشد  |